خرید بک لینک
«از شما دست نمیشویَم/ای روزهای خوش*»

مرا از گوشهی دیوار
که مادرم خواب خرس میبیند و ناله میکند،
به صبح و پیتزای هفت هزار تومانی خیابان جمهوری بشارت دهید
به سیگار؛ پشت موتور هایی که خیابان ولیعصر را برعکس میروند
و هر چه سمبوسهی روغنی که لازم است
شنیده ام خرس اگر از خواب مادر بیرون بپرد،
اول که چنگی بر گلوش
بعد سراغ تولهی مادرم میآید که فیلم سوپر میبیند
کونِ شُلی که بالا و پایین میرود
صبح نمیشود.
مرا از گوشهٔ دیوار
به صبح و فکر کردن به نمِ گوشه ی سقف
_نه مرگ و خرس،
و نه سیاهی و عدم_
بشارت دهید
یا دعا کنید در قرعه کشیِ سی هزار سیصد و هفتاد،
کسی «ضد رویا» ببرد
آنوقت است که میآیم
آنوقت است که ظهور میکنم
و بی آنکه چیزی عوض شود، کلوچه فومنیِ بعد از میدان را
پیروزمندانه با کسی نصف میکنم

*الهی

برچسب: نویسنده: علی صالحی تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 10:50

صفحه بندی