روز تولد بیست و یه سالگیم کارای مهمی کردم.دستم رو با مغار زخمی کردم و استاد رو با دوستم اشتباه گرفتم و به شوخی با انگشت اشاره توی شکمش زدم که دقیقا هم به نافش برخورد کرد.بعد هم برای دفاع از خودم،ضمن عرضِ این مساله که«من شما رو با حمیدرضا اشتباه گرفتم»,تاکید کردم که:«نیست شما ریزه میزه این،لباستونم شبیشه،آدم اشتباه میگیره.»
بقیه کارای مهمم هم کشف آواز «پای لنگ» بود و اینکه از سروش یاد گرفتم با گیره لباس،وسیله ای درست کنم که باعث شه سیم هدفون گره نخوره. به اسم ترشیِ نازخاتون فکر کردم و حزب فالانژ لبنان و جامدادی فلزی و محمدرضا شجریان.و صد البته،درد قاعدگی.
در نهایت هم به این فکر کردم که کم مونده دیگه.فکر نکن.
ساعت نه دهِ شب بود که ملال کلید انداخت اومد تو.با شیرینی و چایی و نون سنگک و عبدالوهاب شهیدی.چیزی هم نگفتم.
پ.ن:های های های های،دل تنگ من/پیشِ دوست پیشِ دوست،شده ننگِ من.
برچسب: های های های های دل تنگ من,های های های های دل تنگ من پیش دوست,دانلود های های های های دل تنگ من,دانلود آهنگ های های های های دل تنگ من,
نویسنده: علی صالحی